محمد بن حسين البيهقي

732

تاريخ بيهقى ( فارسي )

خان تركستان است بدستور و وساطت سلطان عهد و مكاتبت باشد تا ايشان را مقرّر گردد كه عداوت برخاسته است 1 و خانه‌ها يكى شده است و اسباب منازعت و مكاشفت 2 بريده شود . و اين رسولان را با مشافهات و پيغامها بدين سبب فرستاديم . و سزد از همّت بزرگ سلطان كه ما را بدين اجابت باشد و با رسولان ما رسولان آيند از حضرت بزرگ 3 تا ما نيز آنچه التماس 4 كرده آيد بجاى آريم ، كه چون اين اغراض حاصل شد ، لشكرهاى ما از آب 5 بگذرد و دست با لشكرهاى سلطان يكى كنند 6 و آتش اين فتنه نشانده آيد و فرمان را درين باب نگاه داريم و آنچه شرط يگانگى است در هر بابى بجاى آريم باذن اللّه عزّ و جلّ . استادم اين مشافهات و پيغامها بخطّ خويش نبشت و بوالعلاء را داد تا نزديك امير برد و پس بيك دو ساعت جواب آورد كه نيك آمد . رسولان را بازگردانيدند و بوالعلاء نيز برفت ، پس بازآمد و وزير و بونصر مشكان را گفت : خداوند مىگويد : درين باب چه مىبايد كرد و صواب چيست ؟ گفتند : شططى 7 نخواسته است اين جوان ، اگر او را بدين اجابت كرده آيد ، فائده حاصل شود ؛ يكى آنكه از جانب او ايمنى افتد كه نيز 8 دردسرى و فسادى تولّد نگردد ، و ديگر كه مردم 9 دارد و باشد كه بديشان حاجتى افتد . بندگان را اين فراز مىآيد 10 ، و صواب آن باشد كه رأى عالى بيند . بوالعلاء برفت و بازآمد و گفت : « آنچه مىگويند سخت صواب آمد ، اجابت بايد كرد [ به ] هر سه غرض و نامه‌ها را جواب نبشت و رسولى نامزد كرد تا با ايشان برود . » و چند تن را نام نبشتند تا اختيار كرده آيد كسى را ، و بدست بوالعلاء بفرستادند . امير عبد - السّلام رئيس بلخ 11 را اختيار كرد و از جملهء ندما بود و برسولى رفته 12 . خواجه بونصر بازگشت . و نامه‌ها و مشافهات به دو سپردند و بر آن نهاده آمد كه خواهرى از آن ايلگ بنام خداوندزاده امير سعيد عقد نكاح كنند و ازين جانب دخترى از آن امير نصر سپاه سالار بنام ايلگ كنند . و رسولان برين جمله برفتند روز سه‌شنبه بيست و سوم صفر با مرادها .